سلام شلمچه!
آيا باور کنم که مي خواهم خطوات لبريز از عصيان را بر تو نهم؟
آيا باور کنم که دل پر سوز دنيايي ام را به خاک خوش نواز عقبايي مقتل فداييان راه خدا دعوت کرده اند؟
آيا باور کنم که مي خواهم چشمان پر از حجاب از گناه را با دستان پر مهر خاکت از حجاب پاک کنم؟
هيهات...هيهات... که از مهربان چون تويي هيچ بعيد نيست! و ............
و حالا...تقریبا یک سال از اون موقع گذشته و مثل اینکه دوباره شهدا منت به سر من گذاشتن و دارن باز دعوتم میکنن...یعنی باور کنم؟؟؟ یعنی باور کنم که یک سال گذشته و باز دوباره دارم میرم همون دیار عشق؟؟؟...والله که از اینچنین بزرگوارانی هیچ چیز بعید نیست...خواستنمون که دوباره بریم پیششون و این یه سال آلودگی بعد از اون پاکی محض رو به پاکی دوباره برسونیم... ان شا الله
یعنی دوباره فکه...؟؟یعنی دوباره معراج شهدا...؟؟یعنی دوباره هویزه...؟؟...یعنی دوباره...............
اما همین شهدای بزرگوار با این کار خدایی شون به ما فهموندن که... :



